چرا مغز هر بار جلوی تغییر را می‌گیرد؟

 سلام دوست عزیزم، اگر تا حالا صد بار تصمیم گرفتی که «از فردا شروع می‌کنم» و فردا هیچ‌وقت نرسیده، این مقاله رو حتما بخون!

 

احتمالا شما هم تجربه این را داشته اید که بارها تصمیم به شروع کاری گرفته اید ولی ناگهان ترس و تردید شما را متوقف کرده است. خبر خوب اینکه همه چیز مرتبط با اراده شما نیست بلکه مسئله از یک مکانیزم قدیمی در مغزت است که هزاران سال پیش برای حفظ جان ما انسان ها طراحی شده، ولی امروز  جلوی رشد ما و هرگونه تغییری را می‌گیرد.

بیاید ببینیم این مکانیزم چطور کار می‌کند و چطور می‌شود از آن عبور کرد.

 

مغز تو، بی‌اجازه، طرف تغییر نیست

در هر لحظه‌ای که تصمیم به تغییر می‌گیرید، یک سری احساسات ناخودآگاه فعال می‌شوند. این احساسات نه از سر بدخواهی، بلکه از سر «محافظت» هر کاری می‌کنند تا شما را در همان نقطه‌ی امنِ همیشگی نگه دارند.

- هرچه بیشتر تصمیمتان را عقب بیندازید

- هرچه بیشتر به رها کردن رویاهایتان فکر کنید

همان‌قدر بیشتر به این احساسات اجازه می‌دهید که برنده شوند.

یکی از واضح‌ترین نمونه‌های این مقاومت، «احتیاط بیش از حد» است. صدایی در ذهنتان می‌گوید: «فقط تا همین‌جا می‌تونی جلو بری، نه بیشتر.» اما واقعیت این است که هیچ‌چیز واقعاً جلوی  شما را نمی‌گیرد، مگر جایی که خطر فیزیکی واقعی در کار باشد. باقیِ موانع، ترس‌هایی هستند که توان عبور از آن ها را دارید، به شرطی که بدانیید چطور!

نکته‌ی کلیدی: صدای احساس منفی، همیشه از صدای منطق بلندتر است.

 

چرا مغز، ترس را به فرصت ترجیح می‌دهد؟

 

هر روز، مغز در حال اولویت‌بندیِ افکار است؛ تصمیم می‌گیرد کدام فکر مهم است و کدام نه. اسم علمی این پدیده «پیش‌داوری متعصبانه» است.

یعنی چه؟ یعنی فرقی نمی‌کند کجا باشید یا چه شرایطی داشته باشید؛ مغز همیشه «بدترین سناریوها» را برجسته می‌کند، چون فکر می‌کند این‌ها به بیشترین توجه نیاز دارند.

نتیجه؟ در لحظه‌ی تصمیم‌گیری، نگرانی و ترس، بلندتر از هر احساس دیگری در ذهنتان فریاد می‌زنند؛ حتی وقتی واقعیت ترکیبی از خوب و بد است.

 

داستانی که همه‌چیز را روشن می‌کند

 

مریم کارمند یک شرکت خصوصی بود و سالها بود که رویای راه‌اندازی کسب‌وکاری در حوزه غذا را در ذهنش داشت، او گرانولاهای باکیفیتی را در خانه برای دوستانش آماده می کرد و همیشه بازخوردهای مثبتی از آن ها می گرفت، اما هر بار برای شروع، مانع خودش می شد.

بقیه داستان را در این کمیک می توانید بخوانید.

مریم که هر بار در مرحله 4 منصرف میشد و به مرحله 6 نمیرسید!  این بار تصمیم دیگری گرفت. «این همان ۵ ثانیه‌ی طلایی است.» همان لحظه‌ای که یا تسلیم احتیاط می‌شوید، یا افکارتان را به زبان می‌آورید و مسیرشان را عوض می‌کنید. مریم بالاخره این کار را کرد. راحت نبود، اما همین لحظه، نقطه‌ی شروعِ دنبال‌کردنِ رویایش شد. بدون این لحظه، بدون این اقدام، هیچ تغییری اتفاق نمی‌افتاد.

 

وقت بازنگری در محدودیت‌هایت رسیده

 

در دنیای امروز، بیشتر ترس‌هایی که تجربه می‌کنید، تهدید واقعی نیستند؛ فقط یک پیش‌داوریِ قدیمی در ذهنتان هستند.پس هر بار که ذهنتان زنگ خطر می‌زند، این سؤال‌ها را از خود بپرسید:

- این احتیاط، واقعاً از یک خطرِ واقعی حرف می‌زند یا فقط از یک عادت؟

- این نگرانی، مانع اقدام من شده یا فقط دارد سر و صدا می‌کند؟

- اگر این ترس را زیر سؤال ببرم، چه اتفاقی می‌افتد؟

عدم‌اطمینان، همان چیزی است که نمی‌گذارد از روزمرگی بیرون بیایید. برای شکستن این چرخه، باید روش فکرکردنتان را زیر ذره‌بین ببرید و باورهای محدودکننده را یکی‌یکی به چالش بکشید.

 

مضطرب بودن، پرچم قرمز نیست

یک باور اشتباه که خیلی‌ها دارند این است: «اگه برای انجام این کار مضطربم، یعنی نباید انجامش بدم.»

حقیقت این است:

- مضطرب بودن یعنی دارید کار جدیدی انجام می‌دهید، نه کار خطرناکی.

- این احساس، بخشی طبیعی از مسیر رشد است، پس منتظرش باشید و برای آن آماده باشید، نه اینکه از آن فرار کنید.

- این نشانه، پیامی برای گاز دادن است، نه ترمز کردن.

 

جمع‌بندی: چطور از این ۵ ثانیه به نفع خودتان استفاده کنید؟

 

هر بار که تصمیمی برای تغییر می‌گیرید، فقط چند ثانیه فرصت دارید تا بین احتیاط و اقدام، یکی را انتخاب کنید. این‌ها را در همان لحظه به خودتان یادآوری کنید:

1. صدای ترس را بلندتر از واقعیتش نبین. نگرانی، همیشه بلندتر فریاد می‌زند؛ این دلیل نمی‌شود که حق با اوست.

2. اگر میتوانی کسی را پیدا کن که برای انجام کارها به او تعهد بدهی. به یک نفر، مثل مینا در زندگیِ خودت. گفتن، یعنی متعهد شدن.

3. از کسی بخواه حمایتت کند. کسی که هر روز از تو بپرسد «امروز چیکار کردی؟»

4. در همان ۵ ثانیه‌ی اول، حرکت کن. قبل از اینکه ذهنت فرصت کند بهانه بتراشد قرار نیست بزرگترین قدم را برداری، از کوچکترین قدم شروع کن ولی متوقف نشو.

5. مضطرب ‌بودن را نشانه‌ی پیشرفت بدان، نه خطر.

اگر همین حالا احساس می‌کنید وقت آن است این الگو رو بشکنید و واقعاً قدم بردارید، وبینار «ارتقای عملکرد، از سردرگمی تا وضوح در مسیر زندگی» دقیقاً برای همین لحظه طراحی شده؛ جایی که قدم‌به‌قدم یاد می‌گیرید چطور از سردرگمی دربیاید و به سمت تحقق رویاهایتان گام بردارید .

 

 

 

افراد زیادی متکی به آزمون و خطا در انجام کارها هستند، اما افراد موفق طرفدار یادگیری و استفاده از تجربیات دیگرانند.
مامی‌کا، اجتماعی از
مامان کارآفرین های موفق است...

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید