اگر میخوای کسب و کاری رو شروع کنی ولی از شکست خوردن میترسی، باید اینو بدونی که بانوان کارآفرین که کسب و کارهای چندین ساله موفقی رو اداره می کنند مثل تو فکر نمی کنند! این یادداشت رو بخون تا بدونی مدیران کسب و کار های بانوان چطور به شکست نگاه می کنند!
احتمالا بارها در اطرافتان کسب و کارهای نوپایی را دیده اید که با ایده ای درخشان و با تکیه بر اشتیاق سوزان یک مدیر توانمند شروع کرده اند اما در ادامه مسیر، با موانع و ناملایماتی روبرو شده اند و خیلی زود تابلوی شکست را بر زمین کوبیده و متوقف شده اند. بار روانی شکست برای زنان میتواند سنگینتر از مردان باشد و این مسئله ریشه در نگاه جامعه و درونسازی این شکست توسط خود زنان دارد.

با همه اینها سوال اینجاست که چطور زنان کارآفرین بسیاری توانسته اند کسب و کارهایی را در طی سالها رشد دهند؟
قبل از پاسخ به این سوال باید گفت؛ این موضوع پذیرفته شده است که موفقیت و سرعت رسیدن به آن جدای از پشتکار و ثبات قدم به عوامل محیطی، استعداد، امکانات و حتی خوش شانسی ارتباط دارد اما پیشران بانوان کارآفرینی که کسب و کارهای چندین ساله را اداره می کنند، وجود یک نگاه جسورانه نسبت به مفهوم شکست است.
شکست برای زنان موفق کارآفرین، عامل توقف نیست بلکه آن را یک رویداد طبیعی در مسیر کارآفرینی می دانند که به عنوان یک منزلگاه با تدبیر خود از آن عبور می کنند. آن ها یادگرفته اند که چگونه پس از هر بار فروریختن، خود را دوباره بسازند، فرصت های جدید را ببینند، راه های جایگزین را پیدا کنند و دوباره شروع کنند.
خانم کارآفرین خلاقی را می شناسم که همواره برق اشتیاق در چشمانش موج می زند و داستان های شنیدنی از شکست دارد. سحر از خرده فروشی لباس در شهر کوچکش شروع کرد و با رویای رفتن به چین برای تولید لباس به یک شهر بندری مهاجرت کرد و با تاسیس یک شعبه در آنجا، لباس های وارداتی را خریداری و به شعبه شهرستان میفرستاد. کارش رونق گرفت و عمده فروشی را هم شروع کرد، تا آن روز سیاه! کارمند شهرستان تمام اجناس و پول ها را سرقت کرد و او ماند و سرزنش خانواده و چند صد میلیون بدهی و طلبکارانی که پولشان را می خواستند. او فشار روانی خیلی زیادی را متحمل شد، آسیب دید اما متوقف نشد. به شهرش بازگشت و دوباره شروع کرد، میگفت: «مبلغ بدهی آنقدر بالا بود که وقتی بانک وامم را واریز می کرد، در لحظه به حساب طلبکارانم منتقل می کردم، اما آن روزها هم گذشت». درست است که او نتوانست رویای سفر به چین را محقق کند اما حالا فروشگاه موفق دیگری را تاسیس کرده و یک تولیدی کوچک را اداره می کند.
شکست، یک پله برای عبور است نه یک دیوار برای توقف، شاید گاهی باید مسیرتان را عوض کنید. مهم این است که در مواجهه با درب بسته به عقب بیاییم و نگاهی به اطراف بیاندازیم؛ حتما راه جایگزینی وجود دارد، پس لطفا با شکست متوقف نشوید!
ضحی یوسفی / مربی رشد کسب و کار بانوان







